چه کسم من؟ چه کسم من؟ که بسی وسوسه مندم
گه از آن سوی کشندم,گه از این سوی کشندم
زکشاکش چو کمانم, به کف گوش کشانم
قدَر از بام در افتد, چو در خانه ببندم
مگر استارۀ چرخم؟ که ز برجی سوی برجی
به نُحوسیش بگریم, به سُعودیش بخندم
نفسی آتش سوزان, نفسی سیل گریزان
ز چه اصلم؟ زچه فصلم؟ به چه بازار خرندم؟
نفسی همره ماهم, نفسی مست الهم
نفسی یوسف چاهم, نفسی جمله گزندم
نفسی رهزن و غولم, نفسی تُند و ملولم
نفسی زین دو برونم, که بر آن بام بلندم
بزن ای مطرب,قانون, هوس لیلی و مجنون
که من از سلسله جستم, وَتَد هوش بکندم
به خدا که نگریزی, قدح مهر نریزی
چه شود,ای شه خوبان, که کنی گوش به پندم
هِله,ای اول و آخِر,بده آن بادۀ فاخِر
که شد این بزم منور به تو ای عشق پسندم
بد آن بادۀ جانی, ز خرابات معانی
که بدان ارزد چاکر, که از آن باده دهندم
بپران ناطق جان را, تو ازین منطق رسمی
که نمی یابد میدان,بِگََوِ حرف, سمندم
ها؟ آخراش رو نفهمیدم چی میگه! ولی اولاش رو که میدونم چی میگه! حرفای باحالی میزنه…! البته الان اصلاً تو حس این شعره نبودما ولی چون شعری نداشتم که حسم رو در قالبش بریزم تو وبلاگ، اینو گذاشتم!! یه آهنگم از روی این شعر آقای مولوی ساختن که ماه رمضون دو سال پیش فک کنم پخش شده…! ریتمشم اینجوری بود :
ریم دیم دیم
ریم دیم دیم
ریم دیم دیم/ دیم دیم
ریم دیم دیم
من چه کسم/ من چه کسم / من که بسی…!!
اینجوری…!
.
.
.
همین…
نمیدونم چرا سرماخوردم! این قرصای آدالد کولدم چقد خواب آوره ها!! من که همینجوری همش میخوابیدم…دیگه بیشتره روز و خوابم!!! البته بدم نیست ولی یه جوریه! نمیدونم…
.
.
.
از این اسمایلیارو تازه یاد گرفتم بزنم!! باحاله…
از اینم خوشم میادد :
برم بخوابم…
خداحافظ
شب بخیر!
خوابای خوب ببینی…
مرسی! شب بخیر…

khosham umad azin sher
bahal
bud